تبلیغات
وبسایت شخصی علیرضا هزاره - مادر
 
 
پیغام مدیر :
لحظه لحظه زندگی خود را صرف خواندن کن لطفا با نظرات خود ما را جهت بهتر شدن یاری کنید
 
 
مادر
نوشته شده در سه شنبه 17 مهر 1397
ساعت : 01:24 ق.ظ
نویسنده : علیرضا هزاره
دنیا تاریک بود
 چشمانش حتی توانایی بازشدن نداشت
 وجودی در کنارش حس میکرد
 گرمی دستانش
 انرژی
 توجه اش و لبخندش همه و همه روی او متمرکز شده بود
 بی هوا قطره ای اشک از چشمانش گریخت
 چاره ای نیست؛ 
مگر میشود از احساسات خود هم فرار کرد
 وجود گرمش را در آغوش گرفت 
امن ترین آرامش دنیا 
آغوشی که دوای تمام دردهاست
 متشکرم که هستی 


دوستت دارم 


مادر

:: مرتبط با: متن ,
:: برچسب‌ها: مادر , روزمادر , زن , زنان , نثرادبی , علیرضاهزاره ,
 



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
fariba سه شنبه 17 مهر 1397 10:43 ق.ظ
Nice
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر